You are currently browsing the tag archive for the ‘The Lorax’ tag.

تو لورَکس یه جاش هست  که درختُ قطع می‌کنن، بعد لورَکس میاد،

چشمش که به درخت میوفته ، شوکه می‌شه ، می‌خواد حرف بزنه ، زبونش بند میاد. با دست اشاره می‌کنه ، کاری از دستش بر نمیاد.

دستاشو ول میکنه ، شونه‌هاش شل می‌شن ، سرش و خم می‌کنه ، چشاشو میبنده ، تسلیم میشه.

 

Advertisements

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
سپتامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« اوت    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 29,440 hits
Advertisements