نشستم چس فیل می‌خورم و چنگیز حبیبیان گوش می‌کنم، خسته است از ناباوری‌ها و بغض سکوتش شکسته، حتی اینم می‌دونه بین احساسش فاصله‌ای هست ولی اصلیترین مشکلش باور نکردن دلبستگیش هست و داره میره چون فهمیده که فرقی نداره بودن و نبودنش، در ضمن طرف یه عشقی داره که این می‌ره که اون بمونه و عشقش و در اخر، علت گذشتنش رو اینطوری بیان میکنه که چون که عاشقت بودم گذشتم، بله این رسم تمامی عاشقان خر است که می گذرن بعد میشینن کس چرندیات می‌سرایند و می‌خونن.خیلی مثلا دارم نیم فاصله رو رعایت می‌کنم،ولی خب ه کسره هنوز می‌لنگد، اخه می‌دونید که چقدر اهمیت داره برام، پشه‌ها هم گائیدن رسما، نمی‌رن،

Advertisements

از ادم به زور حرف می کشین، حرف می کشین، بعد ترحم میکنین ، دل می سوزونین براش، بعد ازش همون حرفیو می شنوین که می خواستین، و بعد هیچ.

بله من ادم بدی نیستم، همیشه خودمو کنار کشیدم، همیشه واسه خودم نخواستم، همیشه بودم ولی حساب نشدم، همیشه هیچی نگفتم  و حرفمو نزدم.

خبرت خرابتر کرد

یه وقتایی میاد سراغم، وقت و بی وقت، بی دلیل، الکی، شاید هیچوقت نفهمم چرا، میاد سراغ ادم، هوار میشه سرم، پاشو میزاره رو گلوم، یه بلایی سرت میاره که مخت تیر میکشه،

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، و مَن وَجَدنی عَرَفَنی، و مَن عَرَفَنی احَبّنی و مَن احَبّنی عَشَقَنی‏، و مَن عَشَقَنی‏ عَشَقْتُهُ، و مَن عَشَقْتُهُ قَتَلْتُهُ، و من قَتَلْتُهُ فَعَلَی دِیتُهُ، و مَن علی دیتُه فانا دِیتُه.

با یک خیال خام افتاده ام به دام، از ره به در شدم دیوانه تر شدم.

 

هرچی فکر و خیال بود دوباره حمله کرده بهم، رسما دارم گائیده می‌شم.

شاید بهتر باشه اسم وبلاگم بزارم چسناله‌های کشدار.

اسم امسال میشه سال رفتن.

یه جا حافظ می‌گه گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم که خب باز هم جواب نگرفته، یعنی می‌خوام بگم این سعدی و حافظ هر کونی بگی دادن در راه دلبر، ولی اثر نکرد، دیگه ما ول معطلیم.

کاش بودی جمعم می‌کردی،خرابم، خراب.

ما خیلی ساله اینجاییم، ولی ارزش نداره

داری بنان گوش می‌دی، اون کنار یوتیوب پیشنهاد میده بعدش اینو ببین:دوهفته بعد از آشنایی سکس داشتیم – می‌خواستم در رابطه جنسی خیلی خوب ظاهر شوم. بعد دوست دخترش با دیدن ناتوانیش در نعوظ مسخره‌اش کرده و به مردانگیش خیلی برخورد. بله خب اگه انقد براتون مردانگی مهم هست قبلش برید داروخانه نه اینکه بعدش به فکر باشین. اومدبم یه چی گوش بدیم له شیم از افسردگی، ریدن تو حال و روانمون، ما ده روز داریم می‌گیم که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد بعد مشکل نعوظ شما باید پیشنهاد بعد بنان ما باشه؟ انصافانه اس؟ بعد سوال می‌کنن ما چرا تو سوریه می‌جنگیم.

 

یه فیلم کوتاهی هست به اسم Hotel Chevalier خیلی خیلی ناراحت کننده‌اس، خانم پورتمن میره تو اتاق میده و فیلم تموم میشه، حداقل نکرد تو یه فیلم بلند اینکارو بکنه.

شب پشه ها نگاییدنت عاشقی یادت بره.

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

لبوفسکی بزرگ رو دوباره دیدم تا یادی کنم از بازنده بودنم.

حبیب بالاخره ما یه رفیق بیشتر نداریم که. باس گوش میکردیم دیگه. سختم بودا ولی کردیم. دیگه بوسیدیم گذاشتیم کنار، کنار که نه رو طاقچه. اما خب نمیشد دیگه. هی میدیدیمش. یه وجب اسایشگاه ست یا خبرشو میشنیدیم. در و بی در هی هوایی میشدیم. جمشید از روت خجالت میکشم، قولمو شکستم، روم نشد بت بگم، ده بار رفتم نیگاش کردم. تازه اینکه چیزی نیست حرفم باش زدم. جریحه دار جوابمو نداد. دیگه نگفتم بت اینارو.

اگهی باید زد به یک جفت پا نیازمندیم.

چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی؟

اگر  که رویا تنها احتلامی بود با زیگوشانه

تشنج پوستم را که می شنوم، سوزن سوزن که می شود کف پا،

علامت این است که چیزی خراب می شود

دمی که یک کلمه هم زیادی  ست،

درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار،

سایه ی دستی است که می پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد

یه جوری سر شدم که بدترین‌ها و عجیب‌ترین اتفاق‌ها سه هفته تا یک ماه حال خرابی دارم، بعدش کم کم می‌پذیریم و همون حالت به تخمم همیشگی برمیگرده سراغم و با موضوع کنار میام، حالا فرض کن خیلی هم مهم باشه موضوع ولی راحت تسلیم می‌شم.

 

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
ژوئن 2018
ش ی د س چ پ ج
« مهٔ    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 28,212 hits
Advertisements