شب پشه ها نگاییدنت عاشقی یادت بره.

Advertisements

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

لبوفسکی بزرگ رو دوباره دیدم تا یادی کنم از بازنده بودنم.

حبیب بالاخره ما یه رفیق بیشتر نداریم که. باس گوش میکردیم دیگه. سختم بودا ولی کردیم. دیگه بوسیدیم گذاشتیم کنار، کنار که نه رو طاقچه. اما خب نمیشد دیگه. هی میدیدیمش. یه وجب اسایشگاه ست یا خبرشو میشنیدیم. در و بی در هی هوایی میشدیم. جمشید از روت خجالت میکشم، قولمو شکستم، روم نشد بت بگم، ده بار رفتم نیگاش کردم. تازه اینکه چیزی نیست حرفم باش زدم. جریحه دار جوابمو نداد. دیگه نگفتم بت اینارو.

اگهی باید زد به یک جفت پا نیازمندیم.

چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی؟

اگر  که رویا تنها احتلامی بود با زیگوشانه

تشنج پوستم را که می شنوم، سوزن سوزن که می شود کف پا،

علامت این است که چیزی خراب می شود

دمی که یک کلمه هم زیادی  ست،

درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار،

سایه ی دستی است که می پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد

یه جوری سر شدم که بدترین‌ها و عجیب‌ترین اتفاق‌ها سه هفته تا یک ماه حال خرابی دارم، بعدش کم کم می‌پذیریم و همون حالت به تخمم همیشگی برمیگرده سراغم و با موضوع کنار میام، حالا فرض کن خیلی هم مهم باشه موضوع ولی راحت تسلیم می‌شم.

 

 

شش ماه دوم سال 96 را چگونه می‌گذرانید؟

زیر صبر ایوبی که جواد یساری به درخواست آقای ربیعی خونده یکی کامنت گذاشته آقای ربیعی هستم.

 

جمهوری اسلامی سه راه واسه آدم میزاره، یا با اعصاب اهنی و کونده پررو بازی ادامه بدی و با یه دنیا آدم عوضی و بیشعور کل کل کنی یا بزاری بری یا خودتو بکشی. فعلا هم یک راه فقط واسه ما باقی گذاشته.

همکار عزیزم با چهل سال سن و سه ازدواج نافرجام و داشتن حداقل 34 تا دوسپسر تو دو سال اخیر برگشته تو چشای من نیگا می‌کنه و میگه ولنتاینی که تو تخت نباشی از 22بهمن هم غم‌انگیزتر هستش، نگاهش کردم، سرم انداختم پایین خودمو نگاه کردم، دوباره نگاهش کردم، گفتم می‌خوام ناهار درست کنم میمونین بیشتر درست کنم؟ گفت الان که ساعت چهار شده دیرم شده باید برم. ایشون نون زیر کباب مدیرعامل هستن، چیزی نمیشه گفت. من تا این سن نمی‌دونستم و حتی فکرش هم نمی‌کردم که ملت تو ولنتاین می‌کنن، خرس و شکلات و کافه بهانه بود یعنی؟

چنگیز جبیبیان گوش می‌دم، خب مسلم هستش که مثل قبل نیست ولی خب نامجو راست می‌گفت ما یه زمانی یه تجربه‌ای داشتیم با یه سری اهنگ‌ها، بعد الان که هزار سال ازش گذشته دلت می‌خواد با شنیدن صدای خواننده برگردی به همون یاد و خاطره ولی اینو قبول نمی‌کنی که خودت تغییر کردی خب اون خواننده بدبخت هم تغییر کرده نمی‌شه دیگه آقا جان، نمیشه، حالا از اونطرف مثلا چارتار، هزارسال پیش از اینکه البوم بدن چنتا تک اهنگ داشتن خب خوب بود، الان که نیگا می‌کنی همش همونن، اقا هی دارن تکرار می‌کنن بس کنین دیگه، بکشین بیرون، خسته نمی‌شین؟ برگردیم به چنگیز حبیبیان، با این سن، با اون گذشته، داره می‌خونه: توی قلب من اشوبه، چرا فکر میکنی خوبم؟ منم شبها که با گریه به قلبم مشت می کوبم. حالا از یه طرف دیگه ساسی مانکن با یه چهش رو به جلوش تو این سالها با قافیه بازی خفنش پشمای مخاطب رو فر می‌ده و می‌فرماید: نگران من شدی، چه عجب، ما که اب از سرمون گذشت، یه وجب. و انقدر رو این موضوع تاکید دارد که اسم اهنگش هم چه عجب گذاشته و اینکه خب پالت به جز اون دوتا بقیه‌اش فقط واسه اداس، هیچی ازش در نمیاد اقا جان و هربار که به احترام اون دوتا اهنگ خوبشون دانلودشون میکنی حتی نمی‌تونی تا اخر گوش بدی، اما چیزی که اصلا بهش توجه نمی‌شه حامد زمانی خایه مال نظام هستش که یه دلارام خونده که خب واقعا ارزش گوش دادن داره بجاش محمد معتمدی کسخل با اون صدای خفن حتی نمی‌تونه یه حافظ و سعدی باز کنه از روش بخونه بجای این کسشرا، می‌رسیم به دنگ شو که فقط به احترام اون دوتا البوم اولش دانلود میشه و بلافاصله پاک می‌شه، چرا؟ چون همون هزار سال پیش تو کنسرتش سرکار خانم رهنما بلند شد و درخواست اهنگ کرد و همون لحظه گفتم کیرتوش راه رو اشتباه انتخاب کردم ولی بچای اون اشتباه عزیز دلم اینجوری شروع می‌کنه: تو نه خوابی نه خیالی، نه تمنای محالی، نه ز دیروز و نه فردا، نه ز افسانه نه رویا، بله کسی نیست جز علی‌رضا قربانی، اه که اواره جنون با من دیوانه چه کرد.

اگه بخوام از امید بازم بگم، اینجوری میشه توضیح داد که آدم از یه سوراخ شاید دوبار گزیده نشه، ولی امید اون سوراخی هستش که آدم ازش هزاربار گائیده میشه.

سگ در جهنم.

تو هر کجای دنیا مثل سگ باهات برخورد کنن، ناراحت میشی ولی خب انتظاری نیست ازشون، جمهوری اسلامی یه کاری با ادما کرده اصلا دیگه باور کردنی نیست رفتارها، تصمیم‌ها، برخوردها، خب جاکش تو هم مثل منی، چه فرقی داره که اینطوری می‌کنی.

 

پ.ن: اونی که پرچم ایران اتیش زد، من بودم.

یعنی اگه قرار هست که سکته کنم، یه جوری باشه که بمیرم، کسخلتر و داغونتر نشم.

شد شد، نشد ب ک

نمی‌کشه.

عراق، جامه دران، فرود به افشاری، رهاب و شور

من تو همین وبلاگ بجای کنترلر بنویسم واپایشگر، شما دوست عزیز خودت میای بهم می‌گی کسخل، بعد اخه دیگه چه انتظاری از من هست که از واپایشگر استفاده کنم؟

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
آوریل 2018
ش ی د س چ پ ج
« مارس    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 27,862 hits
Advertisements