You are currently browsing the category archive for the ‘پیری’ category.

بعد عمری زبونم تو توئیتر باز شد، بعدش رفتم دوتا سوسیس با سه تا ناگت سرخ کردم نشستم به خوردن و به این فکر کردم که چقد سوسیس خام می دزدیدم از مامانم و یواشکی میخوردم و تو دلم هر هر بهش میخندیدم که بیا کو کرم؟ مگه الکیه که تو دل ادم کرم بزاره غافل از اینکه مغزم کرم گذاشت و به این حال و روز افتادیم، حالا هم بدو بدو اومدم این اتفاق مهم رو پست کنم و برم بخوابم که فردا کله سحر باید برم سراغ بدبختیم. تازه غافل هم سرچ کردم که یه وقت اشتباه ننویسم با این زبان فارسی بلد بودنم.

ده ساعت شد که دارم سریال میبینم.

کار به جایی رسیده که دیگه دوستام هم دارن شک میکنن به مردانگیمون.

میریم که داشته باشیم سیزده روز اینده رو با چسناله های علمی و زیبا پیرامون کنترل مدرن و سیستم های کنترلی و روزگار.

مرد گاریچی در حسرت مرگ .

 

مربوط

خواهرم اومده میگه یه رزومه بده میخوام ببرم بدم به فلانی برات کار پیدا میکنه، میخوام بشینم گریه کنم، رزومه ؟ اخه خواهر من این چیه که از من میخوای؟

صب که پاشد میرم بهش میگم برو به یارو بگو داداشم مرده، کار نمیخواد، یه قبر براش جور کن.

 

فردا ، اول مهر

 

من با این سن تازه الان کم کم دارم می‌فهمم که اواز چیه ، چه لذتی میشه ازش برد .

سازی که گرفتیُ   یاد نگرفتیُ  داره خاک می‌خوره.

مربوط +

خیلی وقته که پیر شدم، نشونه‌هاش هم کم کم اومد ، توجه میکردم بهش یهو نمیخورد تو صورتم.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
ژوئیه 2017
ش ی د س چ پ ج
« ژوئن    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 26,848 hits