You are currently browsing the category archive for the ‘واقعی’ category.

میدن، ولی به ما نمیدن.

Advertisements

چه شوید چه نشوید روزی کار جهان سر آید، بهتر آن است که درگیر این کس چرندیات نشده و به زندگی تخمی خود ادامه دهید و کام و دیگران را تلختر نکنید.

دروغ چرا، از خودم خجالت میکشم.

من به شخصه سال 97 را سال سگ  نام گذاری میکنم.

ای شاشیدم تو اون بلاگفا و اون شیرازی. هیچ نوشته ای  تو وردپرس نمیپره.

شما سرزمین خوبان تو گوگل سرچ کنی حتی تو نقشه آدرس میاره برات، بعد ما نشستیم اینجا به بطالت.

مستقیم جهنم.

گلدونامم حتما باید شافشون کنم دیگه.

ریچل میخواست بره پاریس، جویی چقدر منطقی برخورد کرد، همون.

باید تمرین بی حرفیکنم واسه پسفردا، به کسایی که میگن ایشالا عروسیت نگم ایشالا عروسی مامانت.

مهندسای واقعی سیبیل دارن، هیچ وقت هم دکتر نمیشن.

شاید تا اخر عمرم هم نتونم درک کنم که چرا یه شورت زنونه باید هم قیمت یه دست کت شلوار با دوتا پیرهن باشه.

درون سینه ام دردیست خونبار

 

من معمولا به شوخی یه چیزاییُ میگفتم، ولی واقعیتش جدی جدی حتی خیال یه چیزایی و یه کارایی هم دیگه سراغمون نمیاد، حتی ما هم سراغش میریم اون در میره، به واقعیت پیوست فک کنم.

 

شاشیدم تو قبر بسل با این توابع تخیلیش.

 

انقدر همه هار شدن ادم جرات نداره به پالت بگه شاش خالی. بعد از طرح موفقیت آمیز ریشه‌کن کردن فلج اطفال، باید از تجربه‌اش استفاده کرد دوباره پاشن دم در خونه‌ها قطره ضد هاری بریزن دهن مردم.

 

باسمه ‌الحکیم

بانو حمیرا یه جا هست میخونن: یکی داره میخنده به روزگاری که وفا نداره. تبیین مدل تعالی انسانی و ارمان‌شهرُ  میشه از همینجا شروع کرد.

در اثبات این موضوع میشه گفت که با من به هیچ کسی خوش نمیگذره.

حالا شاید اینجا جاش نباشه ولی اینایی که دامن پاشون میکنن بدون در نظر گرفتن بقیه محتواشون در حد بالایی سکسی هستن.

 

اون شرکت قبلیه که اومدم بیرون دو سه روزه تو یه شرکت دیگه خواستنم. با این شرایط داغونم خیلی راحت خواستنم، ناگفته نباشد خیلی دعا دعا هم کردم که جور شه و به نظر خیلی جای بهتری بود. البته شرایط محیط همه چیش بهتره ولی خب کم کم مدارکشونُ زیر و رو کردم دیدم این گوساله‌ها چه گندی زدن و عجیب ریدن، یعنی به هر قیمتی که بوده کارو پیش بردن جلو و این به هر قیمتی گندش یه جا در میاد. اونوقت وظیفه من چی؟ یکمی با همین گندا پیش بریم تا به اون نتیجه برسیم بعد برگردم عقب از اول تمام گندارو پاک کنم. از اونجایی که اونی که منُ استخدام کرده از دهن صحبت نکرده یه عالمه قول و این صحبتا داده، تو این هفته گند ماجرا در میاد و مدیرعامل هم لج میکنه و بخاطر گند مهندسی نه حقوق دفترُ میده نه کارخونه و این می‌شود که زمزمه های اینکه این یارو با دار و دسته‌اشُ قراره بندازن بیرون. حالا ما این وسط نه ته پیاز بودیم نه سر پیاز ولی قطعا دلم میخواد بندازنم بیرون. نتیجه‌گیری خوبش اینه که تو یه مدت خیلی کم تونستم یه کاریو در حد خوب یاد بگیرم، منی که هیچ کاریُ درست انجام ندادم، هیچ کاریُ خوب یاد نگرفتم و اون نتیجه گیری اصلی اینه که من کارمند خوبی هستم.کارمندیُ خوب یاد گرفتم. قشنگ وارد حرف و حدیثای کارمندی شدیم. زیراب زدن ها، حرف بردن‌ها، حرف اوردن‌ها، تازه الان یه سری رفتارای داداشمُ درک میکنم، تازه الان میفهمم کارمندی چجوری روح و روانشُ گائیده، ته برنامه‌ی زندگیش مدرک گرفتنُ رتبه گرفتنُ همین دری وریاس. و کار من شده کلاه گذاشتن سر آزمایشگاه، مدارک سازی برا بازرسی، کاغذ بازی با استاندارد و صنایع و راهور.به قدری وضع داغونه که حتی به سرم میزنه که گور بابای درس، بچسبم به کار. همه‌اش هم تقصیر همین دانشگاه‌س. یه گهی خوردم موندم توش. نه راه پیش دارم نه راه پس . روح و روانمونُ داره میگاد. نه اونقدر مرد هستیم که ولش کنیم، نه اونقدر مرد که تمومش کنیم فقط نشستیم دست و پا میزنیم.اینا هم احتمالا بخاطر این نوشته شده که دارم گزارش کاریُ مینویسم که باید تو عید می نوشتم و بخاطرش دو هفته بعد از عید کلاس نرفتم ولی بالاخره دارم می نویسم و فردا پنج صب باید بیدار شم که راه بیوفتم به سمت اون جهنم و اینکه تو یه تصمیم عجیبیم برا ادمای اطرافم و اینکه واقعا  کم اوردم.

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
سپتامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« اوت    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 27,175 hits