You are currently browsing the category archive for the ‘مکتوب’ category.

آقا جان،مردی نبود فتاده را پای زدن، شمایی که پایین بالای مارو میدونی دیگه اینطوری مثلا میخوای بسوزونی مارو؟ مارو خدا سوزونده، دیگه جزغاله‌تر نمیشیم.

Advertisements

بعد عمری زبونم تو توئیتر باز شد، بعدش رفتم دوتا سوسیس با سه تا ناگت سرخ کردم نشستم به خوردن و به این فکر کردم که چقد سوسیس خام می دزدیدم از مامانم و یواشکی میخوردم و تو دلم هر هر بهش میخندیدم که بیا کو کرم؟ مگه الکیه که تو دل ادم کرم بزاره غافل از اینکه مغزم کرم گذاشت و به این حال و روز افتادیم، حالا هم بدو بدو اومدم این اتفاق مهم رو پست کنم و برم بخوابم که فردا کله سحر باید برم سراغ بدبختیم. تازه غافل هم سرچ کردم که یه وقت اشتباه ننویسم با این زبان فارسی بلد بودنم.

وقتی میخوای در مورد کانون گرمت دری وری بگی و خودتو خالی کنی، وردپرس یه تلنگری بهت میزنه، بله بنده با این سن هنوز خرافاتی بوده و به علائم و نشانه ها اعتقاد دارم و هرچیزی را به هرچیزی ربط میتونم بدم. باید با همه بیگانه بشیم. حالا بعدا خواهم گفت

یه ایمیل واسه ایران ایر تور فرستادم گفتم فکر نکنین یه ماه نبودم ولتون میکنم، نه میبخشم نه فراموش میکنم که چاقومُ از کیفم دزدیدین و به روی خودتون هم نمیارین.

با تمام احترامی که برای بنز، فولکس واگن، بی ام او، هاینریش بل و یوان دیبارک(Yvonne de Bark) قائل هستم ولی از این نمیشه گذشت که المان شریک صدام بود، ما نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم، فقط منتظر اون روزی هستیم که بزنیم کونشونُ پاره کنیم.

 

باسمه ‌الحکیم

بانو حمیرا یه جا هست میخونن: یکی داره میخنده به روزگاری که وفا نداره. تبیین مدل تعالی انسانی و ارمان‌شهرُ  میشه از همینجا شروع کرد.

حالا شاید اینجا جاش نباشه ولی اینایی که دامن پاشون میکنن بدون در نظر گرفتن بقیه محتواشون در حد بالایی سکسی هستن.

 

اگه صدای فیلم عروسیُ حذف نکنن، داماد در جواب تبریک و ارزوهای خوبی که براش کردم  یه گه نخور جاکش خالی گفت و رفت که خب این خوب نیست برا اینده ثبت بشه.

 

 

اخرش، تمام گزارشایی که واسه پایان نامه به استاد دادمُ در قالب یک کتاب با عنوان گزارش یک کسکشی به چاپ می رسونم.

 

«ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پابرهنگانيم. ما غير از خدا كسى را نداريم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داريم. »

شما در نظر بگیر، این میشه هدف، میشه انگیزه، میشه محرک، میشه امید، یه همچین چیزی بگه ادم ول کنه برسه لبنانی سوریه‌ایی جایی بجنگه تا بمیره. حالا ما چی ؟ با هزار کونده بازی مقاومتُ به ولتاژ تبدیل کنیم که فاصله جابجایی قبر پدر بی پدر علمُ بدست بیاریم که قابش کنیم بزنیم به دیوار. اون موقه که محمود تو تلویزیون گفت من شمارو دوست دارم، این همه تغییر موضع ؟، برگردین به مواضع امام، هیچکدوممون نفهمیدیم چی میگه، خدا ببخشه مارو از این غفلتی که کردیم.

 

و حال آنكه اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامى ماست كه در سراسر جهان صدا زنيم كه اى خواب رفتگان! اى غفلتزدگان! بيدار شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاى گرگ منزل گرفته ايد. برخيزيد كه اينجا جاى خواب نيست! و نيز فرياد كشيم سريعا قيام كنيد كه جهان ايمن از صياد نيست!

 

 

 

شاید تو زندگیم صدبار ارتفاع پستٌ دیده باشم، ولی تو این یکی دوساله وحشتناک لذت میبرم ازش، از داستانی که براش دارم، از جذابیتهایی که برام داره، خیلی هیجان انگیزه، دوست دارم واسه بقیه تعریفش کنم، 1بار واسه یکی تعریف کردم، جنوبی بود ، فک میکردم خیلی خیلی هیجان زده شه، ولی خب حقیقت اینه چند سالیه که نمیتونم درک کنم ، شایدم درک نمیشم، حتی شوخیام هم کسی نمی فهمه، حتی قدیمیترین دوستام، ولی خودم خیلی حال میکنم، در کل نتیجه اینه که ای انسان، اونی که شما خوشت میاد ازش دیگران خوششون نمیاد، چیزی که تو میخندی بهش دیگران نمیخندن بهش، کنار بیا با موضوع.

 

امروز برا اولین بار به خواهرم اس‌ام‍اس دادم و بابت دیشب معذرت خواهی کردم.

تا الان که هیچی ازم کم نشد، نفسی میاد و میره، فقط اولش یه کم گشنم شد که نون پنیر خوردم درست شد.

 

«لطفا در صورت امکان، بعد از دیدن ایمیل ،اطلاع دهید نسبت به دیده شدن ایمیل.»

 

از احمقانه‌ترین ایمیلهای تاریخ .گفتم قبل از اینکه استادم اینُ دست به دست بچرخونه و مسخرم کنه خودم شروع به مسخره کردن کنم و از مسخره شدن استقبال کنم. واقعا یادم نمیاد اونشب در چه حالی بودم که چنین چیزی واسه یارو نوشتم.

 

 

 

مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.

میدونی دنیا کی باید تموم میشد ؟

 

ارامش بهم دست میده وقتی کسی یه کوچولو بفهمه منظورم چیه،انقدری که توضیح دادم گائیده شدم.

 

یجاش هست که فامیل‌دور دیگه میبره،براش سنگین بوده که هی میگفته من جیگرم ،برمیگرده میگه : ببخشید، ببخشید جسارت کردم، شما عقابی ، شما پروانه‌ای اصلا شما فامیلی ، من خرم که اینجا میمونم،من خرم.
حال این روزای منم همینه، روزا زیاد به خودم میگم که اره خر منم .

 

همش تکراره ، خیلی از گفتنیا گفته شده .

 

یه جا هست اقامون ابی میخونه :

اون که سپردی به باد حسرت،

تمام دار و ندار ما بود.

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
سپتامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« اوت    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 27,172 hits