You are currently browsing the category archive for the ‘لطیف’ category.

میشه دست از سر این بلا حدید بردارین؟ هرجا میریم هست، ول کنین دیگه، اینقد نداشته هامونُ به رخمون نکشین.

Advertisements

یه بنده خدایی هم هست، کوروش وفادار دلشکسته، میشه گفت ول نکن ترین ادمیه که تا حالا دیدم، صد بار بدتر از من.

صورتمُ با ژل شستشو شستم، کرم ضد لک و افتاب سوختگی هم مالیدم بعدش، مسواکمم زدم، کاش یه دست هم میدادم و میگرفتم میخوابیدم. اخر عمری به چه روزی انداختن مارو این داروخونه چیا.

احساس بدی هستش، حس اینکه از اخرین بازمانده هایی باشی که چند وقت یه بار فید اپ دیت شده یه وبلاگ رو می بینی و میری کامنت میزاری که اسم این وبلاگ قبلا چی بوده و این صوبتا،همه ول کردن، همه گذشتن.

بخدا درست نیست که کمانچه چنین صدایی داره، آقا مگه تقصیر ماست؟ به ما چه؟ خون به دل ما چرا میکنی؟

آقا جان،مردی نبود فتاده را پای زدن، شمایی که پایین بالای مارو میدونی دیگه اینطوری مثلا میخوای بسوزونی مارو؟ مارو خدا سوزونده، دیگه جزغاله‌تر نمیشیم.

بعد عمری زبونم تو توئیتر باز شد، بعدش رفتم دوتا سوسیس با سه تا ناگت سرخ کردم نشستم به خوردن و به این فکر کردم که چقد سوسیس خام می دزدیدم از مامانم و یواشکی میخوردم و تو دلم هر هر بهش میخندیدم که بیا کو کرم؟ مگه الکیه که تو دل ادم کرم بزاره غافل از اینکه مغزم کرم گذاشت و به این حال و روز افتادیم، حالا هم بدو بدو اومدم این اتفاق مهم رو پست کنم و برم بخوابم که فردا کله سحر باید برم سراغ بدبختیم. تازه غافل هم سرچ کردم که یه وقت اشتباه ننویسم با این زبان فارسی بلد بودنم.

بعد عمری یه کلیپ از امینم دیدم، گویا موهاشو مشکی کرده، اینم تغییر کرد،قبول کرد.

تو نمازخونه یه نفر گیر اوردم عرب هستش قرآن میخونه، بعد نمازا خفتش میکنم تو دستگاهای مختلف عرب برام قران و شعر میخونه، مرزهای نوینی در چال کردن خلق کردم.

لینکدین به کنار، تو ساوندکلاود چطوری مخ میزنین؟ موزیکای قشنگی داری به موزیکای منم سر بزن؟

سخت بود، سخت هست، ولی خب اون چیزی که میگفتن اصلا نبود، ما سختر از اینارو گذروندیم.

اقا زدم بالاخره، از جنگلی بودن در اومدم.

دیدین همه رفته بودناشونو میزارن واسه پاییز.

بابا پامون سر صپی مستقل از خودمون خورده به در سیاه شده، انصافانه‌س؟

رسما دارم اعلام میکنم، در ظاهر نه ولی از تو قشنگ دارم می‌پوکم.

حضرت پاییز هم تموم شد، هیچ

برای ثبت در جریده عالم می‌گم، از بهترین ابگوشت‌های دنیارو امشب خوردم، هزار الله اکبر.

 

یا امام زمان، اقا جان، نمیخواد دیگه بیای، کار از کار گذشت، میخوای بیای بشینی مرغ سحر گوگوشُ گوش کنی؟ یا امیرتتلو برات بخونه اقا کمک کن ؟ نیا قربونت برم  بزار بحال خودمون بمیریم راحت شیم.

پ.ن: البته هیچ چیز غم انگیزتر از اون نبود که شهره واسه امام رضا خونده بود.

من هنوز به منا فکر میکنم اشک تو چشام جمع میشه، واسه خودشون نه، واسه خانواده‌هاشون.

 

داشت «وعده وصل ميدهی ليک وفا نمی کُنی» می‌خوند، یهو تموم شد علیرضا قربانی گفت بی تو به سامان نرسد ای سر و سامان همه تو.

الله اکبر.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
سپتامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« اوت    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 27,175 hits