You are currently browsing the category archive for the ‘تنهایی’ category.

عاقبت کوره ی خورشید گدازان گردد.

Advertisements

جدا از لوس بازی و جلب توجه ( حالا انگار صد هزار نفر می‌شناسن و به تخمشون هستم) واقعا قاطی کردم، مغزم داره می‌ترکه، مستعد هر کار احمقانه‌ای هستم،

بذر امید بود که گفتم نکارین، هرجا کاشتین برین بشاشین روش، این امید خوار آدمی رو میگاد.

میشه دست از سر این بلا حدید بردارین؟ هرجا میریم هست، ول کنین دیگه، اینقد نداشته هامونُ به رخمون نکشین.

احساس بدی هستش، حس اینکه از اخرین بازمانده هایی باشی که چند وقت یه بار فید اپ دیت شده یه وبلاگ رو می بینی و میری کامنت میزاری که اسم این وبلاگ قبلا چی بوده و این صوبتا،همه ول کردن، همه گذشتن.

درد اونجاس که پولش هم میخوای بدی، ولی کسی نیست و نمیاد باهات کنسرت.

اگه تقی مهری میدونست چطوری دارم تا دسته توش میکنم، کل کارخونه‌های موتورسیکلت رو تعطیل میکرد.

از مهمترین دغدغه‌های زندگیم هنوز صبح از خواب پاشدن هستش با هفت تا ده بار زنگ خوردن تو یه فرایند یک ساعت بیدار میشم، از نقطه ضعفهایی که شاید یه روز مجبورم کنه به کسی نیاز داشته باشم.

کارم شده هرشب دو سه بار مرغ دریایی ببینم و تحسین کنم خودش و خالقشو، بعد هم چندبار یه ریمیکس رقص. قشنگ خودمو میتونیم اون شیری که یالش ریخته و چیزی به انقراضش نمونده تصور کنم یا حتی اون بز کوهی که در انتظار انقراض نشسته.

احساس کردم دارم یه لاس ریزی میزنم، نمیدونم، حتی لاس زدن هم یادم رفته، پناه می‌بریم بر خدا از شر . . .

ابولفضل کاسب هستش، هر وقت کم میارم یا فکر و خیال میاد سراغم میرم پیشش، مامانم میگه به ابولفضل بگو عمو، هر مشورتی داری برو با عموت.وقتی بهش میگم نمیخوام برم سرکار، چهارتا عدد میزنه تو ماشین حساب میگه کم کم انقد ضرر میکنی، بهش میگم پنجاه درصد هم میخوان حقوق اضافه کنن که بمونم، میزنه تو سرم که خاک تو سرت، حق ماموریت هم بگو، رو سنگ پول بزاری نرم میشه ، مسخره بازیو بزار کنار.

دوست عزیز و صمیمی(ترین) و زیبارویم که صبحا وقتی از خواب بیدار میشه اولین کارش روشن کردن قهوه جوش و لپ تاپش هست و جدیدا لاک خدا تومنیش (که با افزایش قیمت دلار خدا تومن‌تر شده) ناخوناشو خراب کرده بر این عقیده هست که گورباباشون، گور بابا پول، با این رفتارشون، ادم نیستن، لیاقت ندارن، بیشتر از این که در بیاری باید خرج اعصاب و روانت بکنی.

خواهر حقوقدانم میگه گورباباشون، پول و بگیر و بمون نهایتا درستُ یه ترم دیرتر تموم کن .

خواهر مشاور و تهیه‌کننده‌ی در استانه بیکاریم میگه گورباباشون، ول کن بشین درستُ تموم کن.

داداش دیوثم گه خورده بخواد چیزی بگه، اصلا بهش نگفتم که بخواد چیزی بگه.مرتیکه روانی.

مامانم که خیلی وقت پیش موضع خودشُ با گفتم جمله «اگه خسته میشی نمی‌خواد بری سرکار»  اعلام کرده.

بابام هم با این سن هنوز داره میره سر کار، اونم کجا؟ جایی که شاید یک روز هم نتونم اونجا کار کنم من، بعد از اون در مورد کار نکردن بپرسم؟

خودم هیچ، خودم بگا، این همه گه خوردنم در مورد رفتن، ول کردن، گذشتن، فقط از اونی که نباید میگذشتیم، گذشتیم، این همه گذاشتن و گذشتن همش هیچ، همش ادا، همش ادا.

 

یه زمانی با هزار امید و آرزو یاهومسنجرمونُ باز میکردیم، الان چی ؟

میخوام برگردم به مواضع امام .

 

اون استاد بود رباتیک پیشرفته، همون که مطمئننم با فکر به کانادا ارم  جق زده، پروژه کلاسی گذاشته رو سایت، خدا شاهده اگه میگفت بیاین بدین اینجوری ناراحت نمیشدم که چنین پرژه ای گذاشته.

 

تنهایی

صحبت در مورد اینده، برنامه ایندت چیه، چیکار میخوای بکنی، وحشتناکه، کشنده‌اس، حتی دیده شده بعضیا بگا رفتن بعدش.

 

ببخشیدا ولی تمرین دادن،پروژه دادن،مقاله خواستن و این گه بازیایی که استادا در میارن ، مصداق بارز کسکشیه،بی‌ناموسیه،پفیوزیه

حالا هی مغز دانشجو بدبختُ بگائین، واسه خودتون دارین فحش می‌خرین،واسه اخرتتون.

فک کنم اخرین باری که تکلیف بردم واسه فردام ، سوم راهنمایی بودم. حالا الان سر پیری به ما تکلیف میدن.

 

استرس بهم وارد شده ،

قلبم تند میزنه،

بازم باید تصمیم بگیرم اونم تو یه روز.

کاشکی دیشب ریشامُ نمی‌زدم

پنجره باز کردم دور اتاق دارم راه میرم عرق میکنم

کسی هم نیست بریم پیشش.

فتاده ام از پا، بگو كه از جانم ، دگر چه خواهي؟

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
اوت 2019
ش ی د س چ پ ج
« ژوئیه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 29,389 hits
Advertisements