You are currently browsing the category archive for the ‘بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت خويش’ category.

آقا جان،مردی نبود فتاده را پای زدن، شمایی که پایین بالای مارو میدونی دیگه اینطوری مثلا میخوای بسوزونی مارو؟ مارو خدا سوزونده، دیگه جزغاله‌تر نمیشیم.

ببار ای ابر بهار

یعنی اگه این توییتر رفتن هم بتونم کنترل کنم و از سرم بیوفته عالی میشه.

اقا غم انگیزتر از سرکار رفتن و مدرسه رفتن بعد از عید، امان از پادگان رفتن.

بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد

جا داره این توییت هم باز خوانی کنیم که لال از دنیا نرفته باشم،

«امید، این امید خوار همتونو میگاد. ببینید کِی گفتم»

حالا هی امید امید کنید و بذر بکارید.

و من الله توفیق

leave without planning to come back.

درماندگی

داری واسه خودت فکر و خیال میکنی، از همونایی که میدونی هیچ وقت انجامش نمیدی، ولی خب داری واسه خودت فکر میکنی، فکر میکنی اگه ماشین گرفتی با ماشین خودت فلان جا بری و فلان کار و انجام بدی و درست در همون لحظه بگی نه بابا فلان جا رفتن و فلان کار و انجام دادن با این ماشین حال نمیده و با ماشینی که دویست برابر پولش بیشتر حال میده. مشکل دقیقا همینجاس. همینه. بلد نیستی خوش بگذرونی، بلد نیستی خوش باشی، با همینی که هستی نمیتونی، حتی با چند پله بهتر شدن هم نمیتونی، پس قطعا با دویست برابر بهتر شدن هم نمیتونی خوش باشی. اینی که همیشه بهترین‌ها رو بخوای اصلا بد نیست، شرط اینه که با همینی که هستی، با همینی که داری خوب باشی، بعد بهترشُ بخوای.

حالا شاید اینجا جاش نباشه ولی اینایی که دامن پاشون میکنن بدون در نظر گرفتن بقیه محتواشون در حد بالایی سکسی هستن.

 

راز هر سال بهار، هیچ رازی هم نیست، همش اداس.

یه چیزی هم مد شده هی میان قیمت کتابُ با قیمت پیتزا مقایسه میکنن، گه خوردن مقایسه میکنن، برن با قیمت قرمه سبزی مقایسه کنن.

ابولفضل کاسب هستش، هر وقت کم میارم یا فکر و خیال میاد سراغم میرم پیشش، مامانم میگه به ابولفضل بگو عمو، هر مشورتی داری برو با عموت.وقتی بهش میگم نمیخوام برم سرکار، چهارتا عدد میزنه تو ماشین حساب میگه کم کم انقد ضرر میکنی، بهش میگم پنجاه درصد هم میخوان حقوق اضافه کنن که بمونم، میزنه تو سرم که خاک تو سرت، حق ماموریت هم بگو، رو سنگ پول بزاری نرم میشه ، مسخره بازیو بزار کنار.

دوست عزیز و صمیمی(ترین) و زیبارویم که صبحا وقتی از خواب بیدار میشه اولین کارش روشن کردن قهوه جوش و لپ تاپش هست و جدیدا لاک خدا تومنیش (که با افزایش قیمت دلار خدا تومن‌تر شده) ناخوناشو خراب کرده بر این عقیده هست که گورباباشون، گور بابا پول، با این رفتارشون، ادم نیستن، لیاقت ندارن، بیشتر از این که در بیاری باید خرج اعصاب و روانت بکنی.

خواهر حقوقدانم میگه گورباباشون، پول و بگیر و بمون نهایتا درستُ یه ترم دیرتر تموم کن .

خواهر مشاور و تهیه‌کننده‌ی در استانه بیکاریم میگه گورباباشون، ول کن بشین درستُ تموم کن.

داداش دیوثم گه خورده بخواد چیزی بگه، اصلا بهش نگفتم که بخواد چیزی بگه.مرتیکه روانی.

مامانم که خیلی وقت پیش موضع خودشُ با گفتم جمله «اگه خسته میشی نمی‌خواد بری سرکار»  اعلام کرده.

بابام هم با این سن هنوز داره میره سر کار، اونم کجا؟ جایی که شاید یک روز هم نتونم اونجا کار کنم من، بعد از اون در مورد کار نکردن بپرسم؟

خودم هیچ، خودم بگا، این همه گه خوردنم در مورد رفتن، ول کردن، گذشتن، فقط از اونی که نباید میگذشتیم، گذشتیم، این همه گذاشتن و گذشتن همش هیچ، همش ادا، همش ادا.

 

اینو نگفتم راستی، داداش کوچیکه بامزی چهارشنبه‌ای اومده بود تهران، مازراتی بخره بعد حاج علی اصغر فهمیده بود نزاشته بخره، حالا فردا باید بریم ببینیم چی براش خریدن که دلش نشکنه.

 

هیچ کس تو این مملکت راضی نیست، دانشجو، طلبه، کارمند ، اخوند، مسئول، ارباب رجوع ، راننده تاکسی، استاد دانشگاه، مرجع تقلید، دولت، دولت سابق، دولت اسبق، اون اکبر شاه، هرکیو ببینی داره میناله و انتقاد میکنه، تنها رضایتی که دارم میبینم اینه که ملت از بسته بندی دیجی کالا راضین.

 

مادر مدیر داخلی شرکت فوت کرده، دیروز و امروز تقریبا کاراشُ من انجام دادم، هیچی دیگه خانم دزد هستن.

کاش اگه دزدی میکنیم یجوری بکنیم که یک روز و نیمه گندش در نیاد.

 

زندان شب یلدا، بگشایمُ بگریزم.

 

*** تو عید.

 

پ.ن: جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.

 

رفتم به مسئول دفتر شرکتمون گفتم برام چندتا خودکار رنگی بخرین، تو چشام نیگا کرد گفت میخوای چیکار؟ تا سی شمردم، اب دهنم ُ قورت دادم خیلی اروم بهش گفتم همه هم سن و سالام خودکار رنگی دارن فقط من ندارم، نیگام کرد یه دسته خودکار از رو میزش داد بهم.کم تو خودمونُ میریختیم اینام اضافه شدن.

 

بی شوخی قبر بابای کنترل مدرن، پاشیم بریم سوریه.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
ژوئیه 2017
ش ی د س چ پ ج
« ژوئن    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 26,834 hits