You are currently browsing the monthly archive for آوریل 2018.

یعنی همین مونده که بازی نساجی بریم استادیوم.

Advertisements

یعنی می‌خوام بگم تو بهار افسرده بودن سخته، یعنی نمی‌شه افسرده باشی، همون به تولید مثل و جفتگیری باید تموم بشه.

روز بارونی، با این مه خفن، بعد 5 ساعت کلاس عقیدتی می‌رسی دفتر، توئیتر باز می‌کنی می‌بینی ملت دراوردن باز، بخدا هوا به این خفنی دراوردن داره؟

می‌تونست اینجوری شروع شه که یه بیت بزاری و بعدش مثل اون دفه یه وسلام علیکم بگی و نیست و نابود بشی. دقیق که بخوای بشی همون حرف میشه که هرکاری بخوای بکنی قبلا کردن، هرچی بخوایم بگیم قبلا گفتن، خدا شاهده، که این خدا شاهده باید با همون لحن نامجو گفته بشه. با این حال بازم خودم یبار تکرار کردم، حالا شاید مسخره کنین ولی شاید یه بخشی از شرح حالمون از زبان امام خمینی همین میشه که میگه بس کن تو خزعبلات بس کن. . . تکرار مکررات بس کن ولی خب چه فایده که حقیقت تلخ اینه که شدیدا به دری وری نوشتن معتاد شدم. واقعا اعتیاده ، بعد از گودر میشه گفت که وب خونی از سرم افتاد، ولی نوشتنُ نمیشه، حتی موازی نویسی هم جواب نمیده، موازی نویسی واسه اوناییه که یه چیزایی مینویسن که بقیه بخونن بعد یه چیزای دیگه ای هم می نویسن که بعضیا بخونن، ولی خب من چی، مشکلی نیستا ولی خب اینایی که مینویسی و خونده میشه، فردا روز با اونی که خونده چش تو چش بشی خب خجالت داره دیگه، در ضمن خودت گه خوردی، خجالتیم، حالا از اول تا اینجایی که نوشتم و بخوایم دسته بندی کنیم میشه همون تکرار خزعبلات، و اما بعد ، اگربخوایم از نکات مهم قبل از برقراری یک رابطه جنسی که درسایت بانوی پارسی (وب سایت مرجع بانوان ایرانی) و مرگ اون پیرکفتار جمهوری اسلامی و برکات دولت تدبیر و امید که با اومدنش حتی تو پائیز و زمستان هم با مشکل کم ابی مواجه شدیم و حسن شماعی زاده و سفر به کارخانه و سفر دوباره به کارخانه و کتابخانه ملی و پروژه و سمینار و پروژه رباتیک پیشرفته و کنترل مدرن و لینکدین و فیسبوک ساختن و زن گرفتن یک از چهار و در اینده نزدیک دو از چهار و تنهایی و درس و مشق و وایبر و ویچت و واسه عاشقی دیره و انسانهای چینی و احساس با نمک بودن بگذریم، ملالی نیست جز . . . .

پ.ن: خانه‌ات اباد، بگو سیب. . . !

فوق لیسانس یه گهی بود، من خوردم، ایها الناس شما نخورین

 

شماها که غریبه نیستین، هرچی بیشتر کم میارم، بیشتر پی میبرم به این که به مواضع امام باید برگشت،

امان نامه کفر و شرک و امضا نکنیم، با اینکه راه سازش را بلد باشیم، حتی اگر اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى مان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت برند 

تو مى دانى كه ما سر سازش با كفر را نداريم. خداوندا، تو مى دانى كه استكبار و امريكاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيه گاه ما تويى ، و ما تنهاى تنهاييم و غير از تو كسى را نمى شناسيم و غير از تو نخواسته ايم كه كسى را بشناسيم. ما را يارى كن، كه تو بهترين يارى كنندگانى.  

 

من اگه یه گهی بودم، چندین رساله در مورد نیت انسان ها مینوشتم، حتی اگه بهشت و جهنمی هم میخواستم تقسیم کنم میزاشتم واسه همین نیت ادمها.

افسوس که همه یه گهی شدن واسه خودشون، ما همون اقا موندیم

بیایم اینو بفهمیم که کادو تولد یا روز فلان دادن یا حتی تبریک گفتن اجباری نیست، اختیاری هستش، وظیفه کسی نیست که کادو بده با تبریک بگه، دلش بخواد انجام میده، نخواد هم نمیده، هیچ انتظاری نباید داشت، درضمن از طرف کسی هم نباید نه تبریک گفت نه کادو داد.بفهمیم دیگه، مگه چقدر سخته

امروز اول صبح یه نامه‌ای تایپ و شماره کردم که تا الان رو مخم هستش  و نمی تونم بفهمم، هیچ ربطی هم به من نداره ولی واقعا لهم کرده، تو جایی هستم که هر روز میان دنبال خونه سازمانیشون که اقا به من بدید یا چه میدونم رنگش کنین و طبقه منو عوض کنین و چه میدونم وام قرض الحسنه فلان و بیسار یه نفر هرروز صب میومد و التماس میکرد و میرفت که این نامه رو بگیره، موافقتنامه اعزام به عملیات ویژه،

نشستم چس فیل می‌خورم و چنگیز حبیبیان گوش می‌کنم، خسته است از ناباوری‌ها و بغض سکوتش شکسته، حتی اینم می‌دونه بین احساسش فاصله‌ای هست ولی اصلیترین مشکلش باور نکردن دلبستگیش هست و داره میره چون فهمیده که فرقی نداره بودن و نبودنش، در ضمن طرف یه عشقی داره که این می‌ره که اون بمونه و عشقش و در اخر، علت گذشتنش رو اینطوری بیان میکنه که چون که عاشقت بودم گذشتم، بله این رسم تمامی عاشقان خر است که می گذرن بعد میشینن کس چرندیات می‌سرایند و می‌خونن.خیلی مثلا دارم نیم فاصله رو رعایت می‌کنم،ولی خب ه کسره هنوز می‌لنگد، اخه می‌دونید که چقدر اهمیت داره برام، پشه‌ها هم گائیدن رسما، نمی‌رن،

از ادم به زور حرف می کشین، حرف می کشین، بعد ترحم میکنین ، دل می سوزونین براش، بعد ازش همون حرفیو می شنوین که می خواستین، و بعد هیچ.

بله من ادم بدی نیستم، همیشه خودمو کنار کشیدم، همیشه واسه خودم نخواستم، همیشه بودم ولی حساب نشدم، همیشه هیچی نگفتم  و حرفمو نزدم.

خبرت خرابتر کرد

یه وقتایی میاد سراغم، وقت و بی وقت، بی دلیل، الکی، شاید هیچوقت نفهمم چرا، میاد سراغ ادم، هوار میشه سرم، پاشو میزاره رو گلوم، یه بلایی سرت میاره که مخت تیر میکشه،

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، و مَن وَجَدنی عَرَفَنی، و مَن عَرَفَنی احَبّنی و مَن احَبّنی عَشَقَنی‏، و مَن عَشَقَنی‏ عَشَقْتُهُ، و مَن عَشَقْتُهُ قَتَلْتُهُ، و من قَتَلْتُهُ فَعَلَی دِیتُهُ، و مَن علی دیتُه فانا دِیتُه.

با یک خیال خام افتاده ام به دام، از ره به در شدم دیوانه تر شدم.

 

هرچی فکر و خیال بود دوباره حمله کرده بهم، رسما دارم گائیده می‌شم.

شاید بهتر باشه اسم وبلاگم بزارم چسناله‌های کشدار.

اسم امسال میشه سال رفتن.

یه جا حافظ می‌گه گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم که خب باز هم جواب نگرفته، یعنی می‌خوام بگم این سعدی و حافظ هر کونی بگی دادن در راه دلبر، ولی اثر نکرد، دیگه ما ول معطلیم.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
آوریل 2018
ش ی د س چ پ ج
« مارس   مهٔ »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 28,656 hits
Advertisements