You are currently browsing the monthly archive for نوامبر 2017.

میدونم، میفهمم، مظمئن هستم که یه روزی حسرتش می‌خورم، اشک می‌ریزم،مثل سگ پشیمون می‌شم،الان قدرشونُ نمی‌دونم،واسه همه همینطوری هستن، همه اینارو می‌دونم ولی چیزی که الان هست کاری که الان داره با من می‌کنه قابل تحمل نیست، بطور رسمی دیوانه دارم می‌شم،

Advertisements

من هنوز نفهمیدم 89 تا 92 چی شد که همه رفتن.

باورش یکمی سخته ولی فیدلی هم منو کرد.

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند

همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند

بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند

ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند

نای ما خامش، ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می کند

گر زمین دود هوا گردد همانا، آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می کند

سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می رسد با من خزانی می کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

کار ده سال پیش، هدفون می‌زاری تو گوشت می‌ری تو خیابون بی هدف راه می‌ری.بهترین کار دنیا.

وقتی آدم هم زبونی نداشته باشه انی یه جنونی سراغ آدم میاد،بلند بلند فکر می‌کنه.

کاش حسش داشتم می‌رفتم پیش بقایی اینا بست می‌شستم. شاید فرجی می‌شد.

عجیب شده همه چیز، دیگه نمی‌تونم درک کنم، حتی فیلم هم دیگه نمی‌تونم بفهمم، واقعا نمی‌فهمم فیلمی که با کون خانم جوهانسون تو شورت توری شروع میشه و تو یک سوم فیلم ایشون شورت پاشون هست چه چیزی قراره به من بفهمونه.

با نیم نگاهی به خاطراتتون در مورد اکساتون،اینجوری می‌تونم بگم که شما لاشی پسندین.تو زندگیمون لاشی هم نشدیم متاسفانه.

جدا از لوس بازی و جلب توجه ( حالا انگار صد هزار نفر می‌شناسن و به تخمشون هستم) واقعا قاطی کردم، مغزم داره می‌ترکه، مستعد هر کار احمقانه‌ای هستم،

توئیتر هم بستم، اینجا هم خبری نیست، وبلاگی هم دیگه نیست که خوند، فقط میمونه پورن.

روز دوم هستش، مغز میگه بخور. اصلا منظقی نیست نخوردن.

یعنی گائیده شدیم از دست این دستورالعمل و روش اجرایی، اصلا هیچ معلوم نیست کدوم کدوم هستش.

دومین جمعه ای شد که از هشت بیدارم،اینجوری هم ذلیلمون کردی.

یه خوشبو کننده هوایی گرفتن واسه دستشویی دفتر، واقعا دلم میخواد به خودم بزنم، خیلی شیک و مردونه‌اس بوش، اصلا انگار ادم میره یه جلسه کاری مهم یا بر می‌گرده ازش، کاش عطرش باشه.

اگه بهش بگی، از بعدش می‌ترسی، اگه بهش نگی،روزی هزار بار به خودت میگی، با خودت حرف می‌زنی.

دیروز یه نفر خودش کشت، یه تیر تو پیشونی، جالب اینه که همه حتی تو مغزشون هم نمی‌گنجه که یه ادم چرا خودکشی میکنه، به جا می‌رسه.حتی هاوس هم نتونست با موضوع کنار بیاد ولی به نظرم منطقی هستش، چیز عجیبی نیست.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
نوامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« اکتبر   دسامبر »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 29,213 hits
Advertisements