از یه وری سوز مختاباد میاد که همه جا عکس رخ یار توان دید و یادم میوفته که نخواهد به سر آید شب هجران تو چون که خب میدونین دیگه محال است اقا جان کار از کار سالهاست که گذشته، سالها که نه خیلی سال هست که گذشته ولی خب فردا سیزده بدر است و همه میدونن که از همه عالم بدر شدیم علتش هم خب بدبخت شهریارُ گائید، ما که جای خود داریم ولی خب ابری بودن خانه کامکارها اتفاقی نیست میتونیم افسردگی پایان عید دونست ولی  خب دروغ چرا امسال اصلا عید بدی نبود، اونطور که باید خونه نبودم ولی خب بهار ما قطعا گذشته و شایدی در کار نیست و اینکه خب که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من و باز در اوردن شورش و رعایت نکردن نیم فاصله و چندتا یابنده غلط املایی و این شیرین بازیها که حتی امکان داره سر دادن هم پیداشون بشه و بیان ایراد بگیرن که جداجدا باید بنویسی ولی خب در اخر باید به احترام به یاد مادر کامکارها سکوت میکنیم.

 

Advertisements