You are currently browsing the monthly archive for ژوئن 2012.

با صد و چل کیلو وزن همچین  با افتخار و پیروزمندانه اومده به من می‌گه یه سوسک و سرنگون کردم ، من فک کردم با هم درگیر شدن زده اش و لاش کرده سوسک ُ.

مرتیکه یه قوطی سوسک‌کش رو سوسکه خالی کرده ، بعد ولش کرده جیم شده رفته سر کار .حتما انتظارم داره به عنوان برادر بزرگتر بهش افتخارم کنیم.

 

ملت سه تا سه تا  زن می‌گیرن ، ما هفته‌ای سه روز میریم باشگاه مث سگ کتکمون میزنن.

شک نکنین عمری دگر بگاید ، بعد از وفات مارا

 

تاریخ گوشیم21 ده 88 ُ نشون می‌ده.

رو چه حساب ، نمی‌دونم.

من کشیدیم بیرون ، بقیه نمی‌کشن از ما بیرون.

تف به این زندگی که مارو می‌کنه،

تف به گذشته که زده رو دست زندگی.

یعنی 10 بار این درس و بیوفتم ولی از این بغل دستیم می‌پرسیدم: بی‌ناموس چیو داری از لاپلاس حل می‌کنی ؟اصلا چه ربطی این امتحان به لاپلاس داره.

 

و ما سیستم‌های دینامیکی مفلوکی هستیم که همواره التی از گدشته فرو می‌رود بر ما و حتی اخی از روی لذت از دهانمان خارج نمی‌شود.

                                               پی‌نوشت منتشر نشده کتاب کنترل و سیستم‌های دینامیکی/علی غفاری

سیستم دینامیکی سیستمی است که دارای حافظه بوده و به‌عبارتی گذشته خود را همواره به‌خاطر داشته باشد.

                             کنترل و سیستم‌های دینامیکی /علی غفاری

قلمه بزنی ، ریشه بده ، پول نداشته باشی خاک و گلدون بخری.

 

به ترکه میگن زنتو چقدر مهر کردی؟ میگه مهر که نامزد بودیم،ابان وآذر خیلی کردم!

 

پبر شدیم دیگه ، دیر شده .

 

اگه در مورد ارتعاشات بخوام بگم درسی هست که به خاطر استادش فقط یک جلسه غیبت داشتم .

جزوه ، کتاب ، حل المسائل ، خودکار ، مداد ، چکنویس همه چی هم دارم .

فقط کونش و ندارم بشیتم بخونم .

این دیگه نباید یه کوفتگی ساده باشه ، فکر کنم جدی جدی زدن گائیدنم. باید برم دکتر.

نمی‌خوام لوسبازی دربیارما ولی از امتحان فردا هم جند صفحه جزوه ندارم .

 

گور بابای بهار ، این تابستون لعنتی هم تموم شه ، بشه دوم مهر .

 

مواردی پیش میاد که هرچی فکر می‌کنم نمی‌فهمم که چرا یهو می‌رینن به من .

 

فک کنم اگه میدادم درد و کوفتکیش تا حالا خوب شده بود .

 

تو خونه ما در مورد چیزایی که قبلا داشتیم فرض و باید بر این بگیریم که از همون اول نداشتیم .

چون هر چقدر هم بگردی دیگه پیدا نمی‌شه .

 

می‌خواستم ننویسم ابرو داری کنم دیدم واقعا اینجا ننویسم دیگه کجا بنویسم .

یکشنبه شب همچین زدن پایین بالامون و یکی کردن تو باشگاه اخر وقت یه دست به دماغ یه دست به پشت بیرون اومدیم .

یعنی رستم با اون اسم و رسمش تهمینه و اینطوری نگائید که اینا گائیدن.

الان حتی نمی‌تونم بشینم بس که درد می‌کنه.

می‌خوام برم دکتر ، کونم ُ نشون بدم

بپرسم واقعا طبیعیه انقد گشاد بودن ؟

حیف روم نمی‌شه برم

 

نکته اینجاس که من لای پر قو بزرگ شدم.

 

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
ژوئن 2012
ش ی د س چ پ ج
« مهٔ   ژوئیه »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 26,848 hits