You are currently browsing the monthly archive for اکتبر 2011.

یه استاده هست واسه تفسیر موضوعی قران

نیم ساعت می‌اد سرکلاس حافظ می‌خونه و اخوندا و فحش می‌ده

بعدشم با بچه‌ها می‌ره جاسیگاری سیگار کشه و سوار پیکانش می‌شه و می‌ره

 

وای از اون روزی که بخوام دهنم و وا کنم و جواب بدم

دلم می خواد بمیرم و اون روز نرسه

 

لطفا جنده نباشید .

 

تف به قبر پدر بی پدرت.

خیلی دردم گرفت

خیلی

چطوری می‌شه انقد بی رحم بود اخه

 

می گم همین چهار،پنج نفری که هستین بیان پول رو هم بزارین یه موبایل واسه من بخرین

ثواب هم داره

 

گویا یه سریالی هست  که توش یه پسره که بیست و سه سالش هم هست گواهینامه هم نداره سوار موتور می شه

بعد خانواده ی ما هم داره درس عبرت می گیره ازش و  کلا دهن مارو صاف کرده

هزار و دویست تومن تو قبض تلفن واسه شهرستان اومده

بابام تک تکمون و کرد تا مطمئن شه ما نزدیم

حالا تصمیم گرفته فردا بره مخابرات و بکنه

 

خودم فک می‌کنم ارومم

ولی وقتی یکی می‌گه چته رم کردی

خب ادم و بفکر می‌ندازه

 

خب کاریش نمی‌شه کرد

مهم نیست

از وقتی عقلم رسید از جنده به عنوان فحش استفاده نمی‌کردم

جنده قابل احترام بود برام

ولی الان نمی‌دونم تنها چیزی که به ذهنم می رسه همین جنده‌اس

مربوط نیست به موضوع ولی فقط همین به ذهنم می‌اد

 

اخه مگه من کاریش داشتم

چرا هی گند می‌زنه به زندگی من

 

لعنتی همه چیزم و گرفتش

همه چیزم و

حتی نمی زاره فراموش کنم

حتی نمی زاره به درد خودم هم بمیرم

نمی کشه بیرون

اخه جنده بکش بیرون از ما

ول کن  ترو به اون خدات

اون خدات و گائیدم اخه چی می خوای از جونم

کاشکی ازم نمی گرفتیش کاشکی نمی گرفتیش

به خدا دیگه تحمل بیشترش و ندارم

 

از اخرین تحرک ورزشیم فک کنم سه سالی گذشته باشه

الان تمام عضلات بدنم تعجب کردن

یکی هم نیست بگه این چه کاری بود کردی اخه

داشتیم زندگیمون و می کردیما

 

Cassiel: If you knew what was going to happen, would you still have done it? Was it worth it

Seth: I would rather have had one breath of her hair, one kiss of her mouth, one touch of her hand, than eternity without it. One

یکی دختر دبیرستانیا

یکی هم این ترم اولیا

واقعا خدا حفظشون کنه .

دوسش داشتم.

 

نه کاپشن دارم نه سوئیشرت نه یه لباس کلفت

نمی دونم پارسال مست بودم  که همه چی و انداختم دور

سرد شده خب

بعد یعنی متنفرم از خرید

بدبخت شدم رفت

حالا گفتن نداره ولی ما هنوز تو غسل جنابتمون موندیم

 

قدیما خیلی دوست داشتم پلیس بشم

از اون پلیس کسخلا که با غسل شهادت میرن سر کار

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
اکتبر 2011
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر   نوامبر »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 26,834 hits