You are currently browsing the monthly archive for ژوئن 2011.

یه سوتی خیلی بد دادم

خیلی بد

اخه الاغ مجبوری حرف بزنی ؟

خیلی بده  اصلا نمی‌شه گفت

بهش فکرم می‌کنم خجالت می‌کشم.

Advertisements

بس که دیوار دلم کوتاه است ،
هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد
 به هوای هوسی هم که شده
سرکی می کشد و می گذرد

 

 

پ.ن:
خسته شدم از این وضع
خسته .

یه نکته ای که هست اینه که ادمی که خیلی قبولش دارم و دوسش دارم
اولین کتابش و وقتی هم سن من بوده نوشته
کتابی که واقعا باهاش زندگی کردم
و چيزي غمينتر از اين هم حتي
که من هنوز نمی دونم دارم چه گهی می خورم
و قراره چه گهی بخورم
فعلا ادامس شیک با طعم لیمون می خوریم و به این فکر می کنیم
که چرا مغز ما در مقابل معادلات دیفرانسیل گارد گرفته
بقیه فکرامون و بعد امتحانا باید بکنیم
نیاز به تغییر دارم .

فک کنم اخرسر واسه پاس کردن معادلات تن به یه کار بی شرمانه بدم !

 

 

گیس گلابتون  کی بود؟ چی بود ؟

از دیروز افتاده تو کله ما  کلا فکرمون و مشغول کرده !

نمی دونم چرا هرچی دری وری هست دم امتحان می اد تو کله ادم !

از سر بیکاری بلند شده رفته خلافی  گرفته

هیچی دیگه رسوامون کرده

می خواستم در مورد درس و امتحان بنویسم
بعد دیدم سنی ازم گذشته مسخره اس اگه بنویسم.

یعنی یه موقه ها واقعا دلم می خواد خواهرم و خفه کنم

خدایا تو واقعا اینا و به این بیشعوری افریدی ؟

یعنی با این سنش قرار نیست بفهمه ؟

 

 

جریان چیه همه یهو نگران ما شدن و دارن دل می سوزون واسه ما  و اینده درخشانمون ؟

خبریه؟

 

 

ادمیزاد دیگه

یه موقه ها می خواد یکی براش ساز بزنه

یه ترکمن که از اون کلاها داره بشینه براش تار بزنه

یه چیزی هم بخونه

معنی شعرش هم نفهمه

فقط بخونه

بعد هم پاشه بره سر بزاره به کوه

دانی که .

خب این نامردیه

اخه دشمنشون که نیستم

ادم یه موقه یه چیزی و یادش هست می دونه مهمه خب به بقیه هم بگه

نمیمیره که

بله خراب کردم، خراب که نه ریدم

یکی هی تکونم می ده می گه ریدی پسر  ریدی

اصلا ادم باید یکی  و داشته باشه بعضی وقتا براش ساز بزنه

ساز  بزنه و بخونه

بعدشم بزنن از خونه بیرون

پ.ن: هنوزم نمی دونم چندمه !

بطور ناخواسته وارد یه بازی پیچیده شدم

با دونفر دوست شدم

اسم جفتشون یکیه

جفتشون هم با هم دوستن

اصلا یه وضی شده !

امشب بستر من
صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری

شما که غریبه نیستین  دروغ چرا من از سوسک می ترسم

البته درستش اینه که مثل سگ می ترسم ازش

بخصوص وقتی که  رو زمین دراز کشیده باشم و در حال کتاب خوندن باشم که جناب سوسک از بقلم رد شه

بله ما در این مواقع مامان بابامون و با صدای بلند صدا می کنیم و اصلا هم مهم نیست ساعت 2 شب باشه

 

پ.ن: نره خر هم خودتی !

 

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
ژوئن 2011
ش ی د س چ پ ج
« مهٔ   ژوئیه »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 27,439 hits