تو همین وبلاگ بگردی در مورد کیسه آب گرم، شما خودت متوجه می‌شی ما چقدر تباهیم.

Advertisements

کدوم جاکشی صحنه کامل خودکشی یه بچه دبیرستانی تو فیلمش میزاره.

آقا من این مدت حواسم نیود، از کی تاحالا ناجا شده نیروی جان فدای ملت ؟ کسخلی چیزی هستین خدایی؟

یه نیاز دیده شدن هست که نمی‌شه بهش گفت شو‌اف، یعنی دوست ندارم بهش بگم، یا نمی‌دونم چی چی، الان اینجایی که دارم می‌نویسم دونفر که در دنیای واقعی منو میشناسن خوانندش هستن،یه حساب حدودی هم بکنم شاید ده نفر هم خواننده کلی داشته باشه که نداره، خب الان سوال اینجاس که ایا گدای توجه هستم؟ آیا دنبال دلسوزی دیگرانم نسبت به خودم هستم؟ اصلا داستان چیه؟ چرا نمیشه نوشت دیگه ؟ چرا نباید دیگه اینجا نوشت؟ چرا همین چهارنفر ادم هم باید ازش فرار کرد؟ رسما دارم دیوونه میشم.

تا جنون فاصله‌ای نیست.

هنوز تابستون نیومده، امروز دلم هری ریخت، امسال پاییز چطوری رد کنیم؟ سالم میمونیم یا نه خدا میدونه.

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست.

من اون سیب زمینی هستم که کف تابه چسبیده.

یه اتفاق بدی افتاده، خونه پر از حرفای یواشکی شده، انقد دورم دیگه حساب نیستم، پناه می‌برم به هدفون.

فردا میرم کردان، حالا من که ندارم ولی بر فرض میلیارد هم هزینه کن، آیا این کردان همون کردان می‌شه؟ خواهش کن، التماس کن، هر کاری می تونی بکن که یه بار دیگه تکرار بشه، نمی‌شه قربونت برم، نمی‌شه، در لحظه که زندگی نکرده باشی، فقط افسوس داری.

واسه تولد امام زمان بادکنک نذری میدن، بازم تکرار می‌کنم اونی که کسخل هستش منم.

یعنی همین مونده که بازی نساجی بریم استادیوم.

یعنی می‌خوام بگم تو بهار افسرده بودن سخته، یعنی نمی‌شه افسرده باشی، همون به تولید مثل و جفتگیری باید تموم بشه.

روز بارونی، با این مه خفن، بعد 5 ساعت کلاس عقیدتی می‌رسی دفتر، توئیتر باز می‌کنی می‌بینی ملت دراوردن باز، بخدا هوا به این خفنی دراوردن داره؟

می‌تونست اینجوری شروع شه که یه بیت بزاری و بعدش مثل اون دفه یه وسلام علیکم بگی و نیست و نابود بشی. دقیق که بخوای بشی همون حرف میشه که هرکاری بخوای بکنی قبلا کردن، هرچی بخوایم بگیم قبلا گفتن، خدا شاهده، که این خدا شاهده باید با همون لحن نامجو گفته بشه. با این حال بازم خودم یبار تکرار کردم، حالا شاید مسخره کنین ولی شاید یه بخشی از شرح حالمون از زبان امام خمینی همین میشه که میگه بس کن تو خزعبلات بس کن. . . تکرار مکررات بس کن ولی خب چه فایده که حقیقت تلخ اینه که شدیدا به دری وری نوشتن معتاد شدم. واقعا اعتیاده ، بعد از گودر میشه گفت که وب خونی از سرم افتاد، ولی نوشتنُ نمیشه، حتی موازی نویسی هم جواب نمیده، موازی نویسی واسه اوناییه که یه چیزایی مینویسن که بقیه بخونن بعد یه چیزای دیگه ای هم می نویسن که بعضیا بخونن، ولی خب من چی، مشکلی نیستا ولی خب اینایی که مینویسی و خونده میشه، فردا روز با اونی که خونده چش تو چش بشی خب خجالت داره دیگه، در ضمن خودت گه خوردی، خجالتیم، حالا از اول تا اینجایی که نوشتم و بخوایم دسته بندی کنیم میشه همون تکرار خزعبلات، و اما بعد ، اگربخوایم از نکات مهم قبل از برقراری یک رابطه جنسی که درسایت بانوی پارسی (وب سایت مرجع بانوان ایرانی) و مرگ اون پیرکفتار جمهوری اسلامی و برکات دولت تدبیر و امید که با اومدنش حتی تو پائیز و زمستان هم با مشکل کم ابی مواجه شدیم و حسن شماعی زاده و سفر به کارخانه و سفر دوباره به کارخانه و کتابخانه ملی و پروژه و سمینار و پروژه رباتیک پیشرفته و کنترل مدرن و لینکدین و فیسبوک ساختن و زن گرفتن یک از چهار و در اینده نزدیک دو از چهار و تنهایی و درس و مشق و وایبر و ویچت و واسه عاشقی دیره و انسانهای چینی و احساس با نمک بودن بگذریم، ملالی نیست جز . . . .

پ.ن: خانه‌ات اباد، بگو سیب. . . !

فوق لیسانس یه گهی بود، من خوردم، ایها الناس شما نخورین

 

شماها که غریبه نیستین، هرچی بیشتر کم میارم، بیشتر پی میبرم به این که به مواضع امام باید برگشت،

امان نامه کفر و شرک و امضا نکنیم، با اینکه راه سازش را بلد باشیم، حتی اگر اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى مان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت برند 

تو مى دانى كه ما سر سازش با كفر را نداريم. خداوندا، تو مى دانى كه استكبار و امريكاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيه گاه ما تويى ، و ما تنهاى تنهاييم و غير از تو كسى را نمى شناسيم و غير از تو نخواسته ايم كه كسى را بشناسيم. ما را يارى كن، كه تو بهترين يارى كنندگانى.  

 

من اگه یه گهی بودم، چندین رساله در مورد نیت انسان ها مینوشتم، حتی اگه بهشت و جهنمی هم میخواستم تقسیم کنم میزاشتم واسه همین نیت ادمها.

افسوس که همه یه گهی شدن واسه خودشون، ما همون اقا موندیم

بیایم اینو بفهمیم که کادو تولد یا روز فلان دادن یا حتی تبریک گفتن اجباری نیست، اختیاری هستش، وظیفه کسی نیست که کادو بده با تبریک بگه، دلش بخواد انجام میده، نخواد هم نمیده، هیچ انتظاری نباید داشت، درضمن از طرف کسی هم نباید نه تبریک گفت نه کادو داد.بفهمیم دیگه، مگه چقدر سخته

امروز اول صبح یه نامه‌ای تایپ و شماره کردم که تا الان رو مخم هستش  و نمی تونم بفهمم، هیچ ربطی هم به من نداره ولی واقعا لهم کرده، تو جایی هستم که هر روز میان دنبال خونه سازمانیشون که اقا به من بدید یا چه میدونم رنگش کنین و طبقه منو عوض کنین و چه میدونم وام قرض الحسنه فلان و بیسار یه نفر هرروز صب میومد و التماس میکرد و میرفت که این نامه رو بگیره، موافقتنامه اعزام به عملیات ویژه،

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
ژوئن 2018
ش ی د س چ پ ج
« مهٔ    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 28,217 hits
Advertisements