اگه پشیمانی سگ خیلی معروف باشه از اونم پشیمونترم که ریشامو زدم.

اقا زدم بالاخره، از جنگلی بودن در اومدم.

این همه ناله‌های من، نیست ز من همه از اوست

یه عمر عقبیم

آشوبناک

یه روز این کوله‌ام و بر می‌دارم می‌ام می‌گم دارم می‌رم جنوب

دیدن نوشتهٔ اصلی

هشتاد درصد حرفارو نمیتونم بزنم، نمیگم، اهمیت نمیدم، تو دلم میمونه، همین قطعا یه عوضی نشون میده منو.

چیزی که امشب یاد گرفتم خرد متعارف هستش،عامل اصلی همه حسرتهای زندگیمون و دیواری که خودمون دور مغزمون کشیدیم.

 

 

هزار بار گفتم بازم میگم این مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا.

اومدیم زیپ سوئیشرت بکشیم بالا ریشمون گیر کرد لا زیپ، هیچکی نبود ببینه، مرد کوه درده.

ده ساعت شد که دارم سریال میبینم.

مستقیم جهنم.

هرچی بیشتر خودمو به کسخلی و تارک دنیایی و رد بودن میزنم، باز کسخلتر از خودم با لبخند از کنارم رد میشن یا میان ارتباط برقرار کنن.عجیبه.

گفتن نداره، از منم نیست ولی خب یه کتاب آشپزی هست که هزارو چند صد ساله هر آشپزی از روش میخواد غذا درست کنه به مشکل میخوره و غذا درست در نمیاد، ولی خب مشکل که از کتاب نیست همه میدونیم که آشپزا اشتباه میکنن فقط نمیدونم چرا عرعر نمیکنم.

ما اگه تا الان رو پا هستیم، از بی کفن بودنمون هست.

ولله قسم

هرجی میشه باید بدویی بیای اینجا بنویسی؟ عجب کار عبثی است وبلاگ نوشتن.

بند رختي پيدا بود : سينه بندي بي تاب

چرخ يك گاريچي در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابيدن گاريچي

مرد گاريچي در حسرت مرگ

دیدین همه رفته بودناشونو میزارن واسه پاییز.

این اکانتای کسایی که مردن یا وبلاگاشون، از وحشتناکترین چیزای این کوفتی به درد نخوره.

گلدونامم حتما باید شافشون کنم دیگه.

ریچل میخواست بره پاریس، جویی چقدر منطقی برخورد کرد، همون.

بعد ریش، ساند کلود.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
فوریه 2017
S S M T W T F
« ژانویه    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 26,380 hits