سوال اینجاست که شمر فردای عاشورا رفت سر کار؟ اگه دوماه حقوق حرمله عقب بود فردای عاشورا میرفت دفتر تا 9 شب؟ بشینیم مقایسه کنیم عاقب یزید با دنیای ما.

Advertisements

از شدت پاییز شدن به دکه پناه بردم، بعدشم خرید کسشر.

آب گوجه، یکی از سخترین انتقام هایی که گوجه به اون خوبی می‌تونه از بشر بگیره همین آبش هست که سن‌ایچ تو کون ملت می‌کنه.

چهارده، پونزده سال پیش، تو یکی از این برنامه‌های ظهر تلویزیون یه غذایی یاد دادن، اینطوری بود که رو نون تست سس سفید میمالی بعد پیاز خام حلقه‌ای میزاری روش با تن ماهی سرد، بعد همین، یه ساندویچ تن ماهی و پیاز.

تا الان دونفر می‌شناسم که اون برنامه دیدن و اینطوری از ساندویچ تن ماهی خوششون اومده، یکیش من، اون یکی دیگه هم بابای نازنین.

مثل یه توده‌ای هست که هرسال داره بزرگتر می‌شه و رشد می‌کنه، هیچ تلاشی هم واسه جلوگیری از پیشرفتش نمی‌کنی، می‌شینی می‌بینی که هر سال پاییز از کی می‌یاد.

توصیه کردن واسه ارتباط با جنس مخالف بعضی عکسای اینستاگرامم پاک کنم.

گنده‌تر و خفن‌تر و صمیمی‌تر از شمام گفتن، ولی من؟ هیچ.

خیلی دلم میخواست واسه امروز یه چیزی بنویسم، بالاخره خب روز مهمی بود، خودم نبودم ولی دلم که اونجا بود، حالا منم همچین ادم مهمونی و عروسی برویی نیستم ولی به هرحال نشد دیگه، نشد. اینم فکر کنم دیگه تموم باید بشه.

واسه تشخیص مرز بین ادا، اونایی که خودکشی بد میدونن و درمورد صحبت میکنن، اونایی که بد نمیدونن و چیزی نمیگن.

جدی جدی دارم عقلمو از دست میدم.

فک کنم دادم.

از هفت و نیم صبح اومدم دفتر، هیچ کاری نداشتم بکنم، الاف، جمع کنیم بریم دیگه.

یه جوری هستم که حتی نمیدونم کجا برم، چیکار کنم، کی برم، انگار قراره برم یه دنیای دیگه، حالا ترس هم که خب دارم.

یه سوسک خیلی گنده تو حموم بود، بابام گفت کشتمش، میگم کجا بود؟ جواب درست حسابی نمی‌ده، میگم جسدش کو؟ بازم جواب نمی‌ده، قشنگ معلومه به بچه‌اش در استانه سی سالگی داره دروغ می‌گه.

اومدم توضیح بدم که چرا و چه مدلی و برای چی و منظورم چیه و اینا ولی خب اخه واسه چی، اصلا چیو توضیح بدم، توضیح نمیخواد دیگه، لپ کلام اینه میترسم برم دکتر.

خدایا میدونم به من ربطی نداره ملت چیکار می‌کنن ولی حداقل این لاسهای چرک کارمندیُ به من نشون نده.

از تنهاترین نهنگ دنیا رفتم تو وبلاگای بلاگفا، اونجا هنوز مثل ده سال پیش هستش، ادما، نوشته‌ها، همه چی، حتی آهنگ وبلاگ، آمار بازدید، همه چی، همه چی.

تو همین وبلاگ بگردی در مورد کیسه آب گرم، شما خودت متوجه می‌شی ما چقدر تباهیم.

کدوم جاکشی صحنه کامل خودکشی یه بچه دبیرستانی تو فیلمش میزاره.

آقا من این مدت حواسم نیود، از کی تاحالا ناجا شده نیروی جان فدای ملت ؟ کسخلی چیزی هستین خدایی؟

یه نیاز دیده شدن هست که نمی‌شه بهش گفت شو‌اف، یعنی دوست ندارم بهش بگم، یا نمی‌دونم چی چی، الان اینجایی که دارم می‌نویسم دونفر که در دنیای واقعی منو میشناسن خوانندش هستن،یه حساب حدودی هم بکنم شاید ده نفر هم خواننده کلی داشته باشه که نداره، خب الان سوال اینجاس که ایا گدای توجه هستم؟ آیا دنبال دلسوزی دیگرانم نسبت به خودم هستم؟ اصلا داستان چیه؟ چرا نمیشه نوشت دیگه ؟ چرا نباید دیگه اینجا نوشت؟ چرا همین چهارنفر ادم هم باید ازش فرار کرد؟ رسما دارم دیوونه میشم.

تا جنون فاصله‌ای نیست.

هنوز تابستون نیومده، امروز دلم هری ریخت، امسال پاییز چطوری رد کنیم؟ سالم میمونیم یا نه خدا میدونه.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
سپتامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« اوت    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 28,507 hits
Advertisements