رسما دارم اعلام میکنم، در ظاهر نه ولی از تو قشنگ دارم می‌پوکم.

باید تمرین بی حرفیکنم واسه پسفردا، به کسایی که میگن ایشالا عروسیت نگم ایشالا عروسی مامانت.

هر موقع که بخوام به مواضع امام برگردم بدون شک متن پذیرش قطعنامه اولین سنگره، یه جاییش میاد میگه «به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشيد، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد، كه عزت و حيات در سايه مبارزه است» ولی من تا الان عقیده داشتم سه چهارم مردونگی به ول کردنُ و در رفتن باشه، باید مواضعمونُ با امام هماهنگ کنیم.

برا بار هزارم، نامجو باید ایران میموند.

از صبح تو فکرم اینه که یه سوت نجات بخرم، شاید یه نفر پیدا شد.

دوباره زنگ زدم گفتم یه بار دیگه وسط حرفم تلفنُ قطع کنی میام شلوارتُ در میارم ازگل، بعد خودم قطع کردم.نه خودم فهمیدم چی شد نه یارو فهمید، کلا دیگه نمیفهمم دارم چی میگم، چیکار میکنم، کلمات عجیب از کجا میان.

فکر دلتنگی این مزرعه باش.

یه نخ به یاد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد.

گاه آن کس که به رفتن چمدان می بندد

رفتنی نیست، دو چشم نگران می خواهد

ساعت دو و ربع، ، نگران با من استاده سحر، صبح میخواهد از من، اگر شهر سقوط کرد، انرا دوباره فتح میکنیم، مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند.

قشنگ مسخره بازیه، انگار شاه برگشته، وسط اردیبهشت باد میاد بارون میاد هوا جیگر شده، بابا ول کنین ما عادت داریم وسط اردیبهشت دهنمون صاف شه از گرما

رکورد افزایش حقوق تو سال جدید با بیست و پنج درصد افزایش، چند وقت دیگه هم کارمند نمونه انتخابم میکنن، دقیقا همونی که میخواستم. دروغ چرا عصر حتی دلم نمیخواد بیام خونه، میخوام شب هم بمونم.

مهندسای واقعی سیبیل دارن، هیچ وقت هم دکتر نمیشن.

ما کلا جنبیم، به هرچی دست میزنیم، هر کاری بخوایم بکنیم خراب میشه.

واسه خودش تصمیم گرفته کارمند مارو اخراج کنه، بعد دوهفته رفته کل اروپا گشته برگشته بعد ساعت چهار تازه یادش اومده که ای بابا پس چرا کسی به این نگفته که نیاد سر کار بعد به من میگه بهش بگو از فردا نیاد، مگه مردم انتر تو هستن حرفم میزنیم بهش میگه احساسی برخورد نکن حرفه ای باش، اگه به حرفه بودن هستش بگو مادرت بره بهش بگه از فردا نیاد که از همه حرفه ای تره.

از یه وری سوز مختاباد میاد که همه جا عکس رخ یار توان دید و یادم میوفته که نخواهد به سر آید شب هجران تو چون که خب میدونین دیگه محال است اقا جان کار از کار سالهاست که گذشته، سالها که نه خیلی سال هست که گذشته ولی خب فردا سیزده بدر است و همه میدونن که از همه عالم بدر شدیم علتش هم خب بدبخت شهریارُ گائید، ما که جای خود داریم ولی خب ابری بودن خانه کامکارها اتفاقی نیست میتونیم افسردگی پایان عید دونست ولی  خب دروغ چرا امسال اصلا عید بدی نبود، اونطور که باید خونه نبودم ولی خب بهار ما قطعا گذشته و شایدی در کار نیست و اینکه خب که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من و باز در اوردن شورش و رعایت نکردن نیم فاصله و چندتا یابنده غلط املایی و این شیرین بازیها که حتی امکان داره سر دادن هم پیداشون بشه و بیان ایراد بگیرن که جداجدا باید بنویسی ولی خب در اخر باید به احترام به یاد مادر کامکارها سکوت میکنیم.

 

جا داره این توییت هم باز خوانی کنیم که لال از دنیا نرفته باشم،

«امید، این امید خوار همتونو میگاد. ببینید کِی گفتم»

حالا هی امید امید کنید و بذر بکارید.

و من الله توفیق

بعد از داعش، قطعا روز ملی چاک سینه باور نمیکنم.

من در پي خويشم ، به تو بر مي خورم اما
آن سان شده ام گم که به من دسترسي نيست

شاید تا اخر عمرم هم نتونم درک کنم که چرا یه شورت زنونه باید هم قیمت یه دست کت شلوار با دوتا پیرهن باشه.

یک جنگجو،یک احساساتی،یک بی‌شعور،یک بی‌همه چیز، یک بازنده، یک نجنگیده،یک شکست خورده،یک بی‌قرار، یک مرده‌ ، یک نصیحت‎‌کننده،یک هیچ .

archive

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
اوت 2016
S S M T W T F
« ژوئن    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

محک

سرطان غیر از درد هزینه دارد..... بانک صادرات (سپهر) 0104440444000

Blog Stats

  • 25,697 hits
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 84 مشترک دیگر بپیوندید